تبلیغات
بنکه ی بیر - هنرمند سعدالله نصیری و اثر جدید او «دیوان»
 
بنکه ی بیر

هنرمند سعدالله نصیری و اثر جدید او «دیوان»

اشاره: سعدالله نصیری سال 1355 روستای هانیس سنندج است. از دوران کودکی به صورت حسی تحت تأثیر صدای خوش پدرش موسیقی را با ساز دف شروع کرد. به صورت علمی موسیقی را از سن 12 سالگی با ساز دیوان شروع کرده و در حال حاضر از نوازندگان حرفه‌ای این ساز در سطح کشور به شمار می‌آید. لحن دلنواز او و اشعار پرمعنا همراه با صدای زیبای دیوانش باعث جذب مخاطبان زیادی به آهنگهایش شده است. کسب جوایز متعدد به خاطر ساخت موسیقی متن برای ساخت موسیقی نمایش«دختر آفتاب» در سال 1370 در جشنواره‌ی منطقه‌ای شیراز و نمایش «مهیاره» به کارگردانی صابر دلبینا در جشنواره گلریزان جوانان ایران، ساخت موسیقی بیش از 40 نمایش تا سال 1380، ساخت موسیقی آوازی فیلم «چریکه‌ی هورام» به کارگردانی فرهاد مهران‌فر، ساخت موسیقی متن فیلم «چریکه‌ی زنبیل فروش» به کارگردانی دکتر قطب‌الدین صادقی، دریافت جایزه‌ی ویژه در سه رشته‌ی آواز، دیوان و دف در اولین و دومین فستیوال موسیقی کردی و همچنین برگزاری کنسرتهای بزرگ داخلی و خارجی تنها گوشه‌ای از فعالتها و موفقیقتهایی است که سعدالله نصیری در عرصه‌ی موسیقی داشته است. بازسازی مقامها و گوشه‌های فراموش شده‌ی آواز کردی و نواختن ملودیهای کردی روی 7 دستگاه موسیقی در سه سی دی اخیر منتشر شده از او تحت حمایت کانوان پرورشی فکری کودکان و نوجوانان دلیلی شد تا برای آشنایی بیشتر با این هنرمند بزرگ و بحثی پیرامون موسیقی کردی، مصاحبه‌ای را با او ترتیب دهیم که از نظر شما می‌گذرد.

در آغاز از آثار منتشر شده و کنسرتها و اجراهایی که تا به حال داشته‌اید بگویید؟

آثاری که به صورت رسمی و شرکتی تا به حال از من به بازار آمده، یکی آلبوم «ژوان» به سرپرستی استاد سعید فرج پوری بوده و دیگری آخرین کارهایم با نام «دیوان» است. ولی به صورت غیر رسمی کاری که نام گروسی‌اش «ریوار» بود و  خودمان نام هانیس را بر آن گذاشتیم و «پائیزه هوار» در قالب سی‌دی و کاست به بازار آمده است. به غیر از آنها پراکنده در جاهایی که به شکل محفلی آواز خوانده‌ام مردم ضبط کرده‌اند و دست به دست میان مردم پخش شده است. جدای از آثار منتشر شده حدود 120 نوار با شاعر گرانقدر آقای اقبال محمدی به شکل آرشیو کاروان شعر و گورانی ضبط کرده‌ایم که جزو کارهایی بوده که شاید 3 تا 4 سال مداوم مشغول آن بوده‌ام و کاری نیست که در این مقطع پخش شود. انشاالله در آینده برای آنها برنامه‌ریزی شده و پخش می‌شوند.

در کنار آنها در شهرهای مختلف ایران و مناطق کردنشین کنسرتهای متعددی داشته‌ام. آخرین کنسرت، پاییز گذشته در کشور فرانسه برگزار شد که با گروه موسیقی کوبان در بزرگداشت حافظ در شهر پاریس برگزار کردیم. هنچنین در اکثر نمایشگاه‌های استادان «هانیبال الخاص، هادی ضیاء الدینی و خانم ترانه صادقیان» اجرا داشته‌ام که آخرین آنها برنامه‌ای هنری در چابهار با اساتید نقاشی و مجسمه‌سازی کردستان بود که در میان بلوچها حدود 10 روز برنامه اجرا کردیم و نوعی تبادل فرهنگی بین کردها و بلوچها بود.

در میان خوانندگان و نوازندگان کرد چه کسانی بیشترین تأثیر را برای شما داشته‌اند و برای آهنگها و ملودیهایی که ساخته‌اید آیا از کسی تأثیر گرفته‌اید؟

هنرمند سعدالله نصیری و اثر جدید او «دیوان»

اشاره: سعدالله نصیری سال 1355 روستای هانیس سنندج است. از دوران کودکی به صورت حسی تحت تأثیر صدای خوش پدرش موسیقی را با ساز دف شروع کرد. به صورت علمی موسیقی را از سن 12 سالگی با ساز دیوان شروع کرده و در حال حاضر از نوازندگان حرفه‌ای این ساز در سطح کشور به شمار می‌آید. لحن دلنواز او و اشعار پرمعنا همراه با صدای زیبای دیوانش باعث جذب مخاطبان زیادی به آهنگهایش شده است. کسب جوایز متعدد به خاطر ساخت موسیقی متن برای ساخت موسیقی نمایش«دختر آفتاب» در سال 1370 در جشنواره‌ی منطقه‌ای شیراز و نمایش «مهیاره» به کارگردانی صابر دلبینا در جشنواره گلریزان جوانان ایران، ساخت موسیقی بیش از 40 نمایش تا سال 1380، ساخت موسیقی آوازی فیلم «چریکه‌ی هورام» به کارگردانی فرهاد مهران‌فر، ساخت موسیقی متن فیلم «چریکه‌ی زنبیل فروش» به کارگردانی دکتر قطب‌الدین صادقی، دریافت جایزه‌ی ویژه در سه رشته‌ی آواز، دیوان و دف در اولین و دومین فستیوال موسیقی کردی و همچنین برگزاری کنسرتهای بزرگ داخلی و خارجی تنها گوشه‌ای از فعالتها و موفقیقتهایی است که سعدالله نصیری در عرصه‌ی موسیقی داشته است. بازسازی مقامها و گوشه‌های فراموش شده‌ی آواز کردی و نواختن ملودیهای کردی روی 7 دستگاه موسیقی در سه سی دی اخیر منتشر شده از او تحت حمایت کانوان پرورشی فکری کودکان و نوجوانان دلیلی شد تا برای آشنایی بیشتر با این هنرمند بزرگ و بحثی پیرامون موسیقی کردی، مصاحبه‌ای را با او ترتیب دهیم که از نظر شما می‌گذرد.

در آغاز از آثار منتشر شده و کنسرتها و اجراهایی که تا به حال داشته‌اید بگویید؟

آثاری که به صورت رسمی و شرکتی تا به حال از من به بازار آمده، یکی آلبوم «ژوان» به سرپرستی استاد سعید فرج پوری بوده و دیگری آخرین کارهایم با نام «دیوان» است. ولی به صورت غیر رسمی کاری که نام گروسی‌اش «ریوار» بود و  خودمان نام هانیس را بر آن گذاشتیم و «پائیزه هوار» در قالب سی‌دی و کاست به بازار آمده است. به غیر از آنها پراکنده در جاهایی که به شکل محفلی آواز خوانده‌ام مردم ضبط کرده‌اند و دست به دست میان مردم پخش شده است. جدای از آثار منتشر شده حدود 120 نوار با شاعر گرانقدر آقای اقبال محمدی به شکل آرشیو کاروان شعر و گورانی ضبط کرده‌ایم که جزو کارهایی بوده که شاید 3 تا 4 سال مداوم مشغول آن بوده‌ام و کاری نیست که در این مقطع پخش شود. انشاالله در آینده برای آنها برنامه‌ریزی شده و پخش می‌شوند.

در کنار آنها در شهرهای مختلف ایران و مناطق کردنشین کنسرتهای متعددی داشته‌ام. آخرین کنسرت، پاییز گذشته در کشور فرانسه برگزار شد که با گروه موسیقی کوبان در بزرگداشت حافظ در شهر پاریس برگزار کردیم. هنچنین در اکثر نمایشگاه‌های استادان «هانیبال الخاص، هادی ضیاء الدینی و خانم ترانه صادقیان» اجرا داشته‌ام که آخرین آنها برنامه‌ای هنری در چابهار با اساتید نقاشی و مجسمه‌سازی کردستان بود که در میان بلوچها حدود 10 روز برنامه اجرا کردیم و نوعی تبادل فرهنگی بین کردها و بلوچها بود.

در میان خوانندگان و نوازندگان کرد چه کسانی بیشترین تأثیر را برای شما داشته‌اند و برای آهنگها و ملودیهایی که ساخته‌اید آیا از کسی تأثیر گرفته‌اید؟

اینکه تأثیر مستقیم به شکل تأثیر در سبک آواز و موسیقی از خواننده یا نوازده‌ای گرفته باشم مطلقاً نبوده، اما در مورد تأثیرپذیری به شکل گوش دادن و علاقه‌ی شخصی می‌توانم بگویم که هر خواننده‌ای حتی از دورترین روستائی اگر مطلبی خوانده باشد، من گوش داده‌ام. ولی علاقه‌ی شخصی خودم در میان خوانندگان کرد به سید علی اصغر کردستانی، حسن زیرک، ناصر رزازی، طاهر تو فیق، عارف جزراوی، سیوه و بسیاری از کارهای محمد ماملی بوده است که هرگاه حوصله‌ام سر برود و بخواهم گوش دهم سید علی اصغر و حسن زیرک در اولویتند. در میان نوازندگان کسانی که علاقه‌ی زیادی به نحوه‌ی کارو ساز زدنشان داشته‌ام، در ساز دیوان اسماعیل کردستانی بوده که متأسفانه سواد علمی نداشت ولی می‌توانم بگویم که خوش‌ترین صدایی است که تا به حال شنیده‌ام. و در نواختن ساز کمانچه استاد سعید فرج‌پوری و ویولون استاد مرحوم میرزاده بوده است.

چه ارتباطی بین موسیقی کردی و زندگی مردم کردستان وجود دارد؟

می‌توان گفت اساساً زندگی مردم کرد با موسیقی عجین است. یعنی ما از شادی تا شیون‌مان با موسیقی همراه بوده است. از «بالوره» کردن بچه که مادر برای بچه‌اش آواز می‌خوانده تا وقتی مره‌ای را سر زیارت برده‌اند که هواهائی مثل «چمری» را می‌خواندند. حتی ما نوعی موسقی به نام «به‌رته‌ونانه‌»داریم که وقتی زنان ما قالی می‌بافتند این آوازها را می‌خوانند. وقتی کشاورزان درو می‌کردند نوعی آواز مخصوص داشتند. مطلقاً زندگی ما ملت کرد بدون موسیقی نچرخیده است. برای شادی‌هایمانف عبادت‌هایمان و برای لحظه به لحظه زندگی‌مان موسیقی مخصوص داشته‌ایم و به جرأت می‌توان گفت موسیقی جدا از زندگی ما نبوده و نخواهد بود.

ساز دیوان، ساز تخصصی شماست. چه چیزی باعث شده که این ساز را انتخاب کنید؟

اصلی‌ترین دلیل انتخاب را می‌توان ذوق دانست. مسئله‌ای که جدا از ذوق است و خیلی برایم مهم بد، این بود که ساز، سازی بود که همان طوری که در معرفی آن در آثار جدید اشاره کردم، ریشه‌‌اش کردی بوده و بعد در مناطق کردنشین بوده است. بهترین ساز جوابگوی مقامها و ملودیهای کردی است. به دلیل این که هم جواب احساسات من را می‌داد و هم سازی بود که در واقع مهجور شده و حتی مورد بی‌مهری افرادی قرار گرفته بود، به آن علاقه پیدا کردم، به چند شیوه این ساز نواخته می‌شود. شیوه‌ای که من اجرا می‌کنم، سعی می‌کنم شیوه‌ای نزدیک به اصل و ریشه‌ی خودش باشد. خیلی از افراد سعی دارند بدون توجه با حس ساز با حرکات آکروباتیک و سرعت روی آن کار کنند و اینکه لحنی ترکی داشته باشد، یعنی از ریشه‌ی خود آن را دور کنند. من سعی کرده‌ام نوع نواختن آن را که در این مجموعه جدیدم استفاده کرده‌ام، به ریشه‌ی اصلی خودش که کردی است برگردانم.

به نظر شما چرا ساختاری علمی و مدون برای موسیقی کردی وجود ندارد و عمده‌ی ردیفها و ملودیهای کردی در زیر مجموعه‌ی موسیقی ایرانی قرار می‌گیرند؟

البته نمی‌توانیم بگوییم موسیقی ما زیر مجموعه موسیقی ایرانی است، اینکه به صورت آکادمیک و جامع موسیقی کردی جمع‌آوری نشده، دلایل زیادی وجود دارد. دلایل سیاسی، اجتماعی و دلیل فقر مالی هنرمندان کرد بوده که ما هنرمندی که در آسایش و آرامش دقیق باشد نداشته‌ایم. اگر زندگی‌نامه‌ی هنرمندان ما را نگاه کنی، همواره در آوارگی و دربه‌دری و بی‌خانمانی بوده‌اند و مشکلات اقتصادی به همه‌ی آنها لطمه زده است. هیچ وقت ما هنرمندی نداشته‌ایم که به صورت پیوسته 10 سال بتواند بنشیند و در مورد یک مطلب تحقیق کند. حتماً بحرانی برایش تراشیده‌اند و از مسیر خارج شده است. الان اگر چیزی باقی مانده است. می‌توانم بگویم هنرمندان کرد به معنی واقعی کلمه سرسخت‌ترین هنرمندانی بوده‌اند که توانسته‌اند مسیر واقعی خود را حفظ کنند. زندگی کسی مثل حسن زیرک را بررسی می‌کنی، اگر مشکلات حسن زیرک را به هر انسان قوی دیگری می‌دادی از پا در می‌آمد. هیچ که نمی‌توانست آواز بخواند، حرف زدن عادی هم برایش سخت بود. مشکلات کسی مثل سید علی اصغر کردستانی که در زمان خودش در میان جامعه‌ای سنتی بود که چقدر به خاطر آوازهایش تحقیر شده است. شالوده‌ی موسیقی کردی واقعاً مدیون سید علی اصغر است. اولین خواننده‌ی کرد در دنیا که کارش ضبط شده سید علی اصغر کردستانی بوده که پایه‌ای را گذاشت که زیباترین پایه و اساس برای موسیقی کردی بود.

از سه سی‌دی که اخیراً از شما به بازار آمده صحبت کنید.

در مناطق کردستان، به خاطر وسعت لهجه‌هایش تا به حال نشده که موسیقی جامعی را از کردستان به مخاطب نشان دهیم. به این دلیل آثار ارائه شده، همیشه به صورت پراکنده بوده است. در این مجموعه من با بضاعت کم خودم سعی کرده‌ام شمه‌ای کوچک از موسیقی کردی را نشان دهم که وقتی کسی این نوارها را گوش می‌دهد، هم موسیقی منطقه‌ای بادینان را داشته باشد، هم آوازهای هورامی را بشنود، هم از مناطق سنندج، کلهر و اینگونه مناطق داشته باشد وهم قسمتی از موسیقی خانقائی که یکی از آوازهایی که من استفاده کرده‌ام، پیر شالیار است. پیر شالیار، سالهاست که برای آن مراسم برگزرا می‌کنند ولی نمی‌دانند چه مقامی در آنجا خوانده شده است؟ چه آوازی است؟ ولی من ریشه‌اش را پیدا کرده‌ام، با تغییراتی جزیی که آن را پیردالاهوی کرمانشاه ارتباط داده و بازسازی کرده‌ام. و مهم‌تر این است که دو سه مقام و گوشه در کردی مثل مقام «هه‌را » و مقام «سوز» فراموش شده‌اند که من اینها ار بازسازی کرده و خوانده‌ام تا در ذهن جوانان و نسلهای آینده بماند.

چون واقعیت این است که خیلی از موزیسین‌های کردی ما از این گوشه‌ها و ردیفهای کردی بی‌خبر بوده‌اند. من مجموعه‌ای جامع که قسمتی از آن موسیقی سازی است را ارائه داده‌ام. معتقدم که 7 دستگاه موسقی از آن قومیتی خاص نیست. این 7 دستگاه متعلق به خاورمیانه است. از این 7 دستگاه موسیقی افغانستان، کردستان، ترکستان، عربستان و دیگر مناطق وجود داشته و حدود 120 سالی است که در ایران برایش ردیف تعریف کرده و نام گذاری کرده‌اند. در صورتی که اینها در بین تمام ملتها وجود دارند. یکسری از ردیفها و گوشه‌ها وجود دارند که در این 7 دستگاه جا نگرفته‌اند. یعنی تا به حال نشده که به صورت رسمی قرار داده شوند. من در یکی از سی‌دی‌ها که ساز خالی است، از هر دستگاهی یا آوازی یک ملودی مشهور کردی را به صورت بی‌کلام اجرا کرده‌ام تا ثابت شود که این هفت دستگاه متعلق به ما نیز بوده است و منحصر کم داریم. این کار به نوعی نوآوری است.

جایگاه موسیقی کردی و بالاخص موسیقی فولکلور کردی را در ایران و جهان چگونه می‌بینید؟

به نظر من اینکه عده‌ای تعصب دارند و می‌گویند که موسیقی کردی در دنیا بی‌نظیر است، اشتباه است. هر می‌سیقی‌ای در دنیا جایگاه خاص خودش را دارد. اگر به فولکلور آفریقایی‌ها دقت کنیم به حدی غنی هستند که آدم متحیر می‌شود.

به موسیقی مناطق دیگر هم همین طور. ولی خوب یک وجه تمایز که من احساس کرده‌ام وجود دارد و موسیقی کردی را در دنیا مطرح کرده، تنوع ملودی است. یعنی می‌توانم بگویم، تنوع و وفور ملودی موسیقی کردی در ایران سرآمد تمام ملیتها و قومیتهای دیگر است. تعدادی از موزیسینهای مطرح در ایران کردند و این خود ثابت می‌ند که موسیقی کردی موسیقی غنی‌ای است و جایگاه والایی در ایران دارد.

این را هم می‌توان گفت که به دلیل وجود هنرمندانی مثل شوان‌پرور، دلشاد سعید، فرج پوری، کامکارها و ... مرزهای موسیقی در دنیا برای موسیقی کردی شکسته شده و دارد مطرح می‌شود.

وضعیت موسیقی را در حال حاضر در کردستان چگونه می‌بینید؟

اینکه چگونه باید باشد و واقعیات حاضر شلوغی زیاد است و خوانندگان و نوازندگان زیادی دارم ولی در این برهه اسطوره موسیقی ما کم است. نه این که اسطوره نداشته باشیم، داریم ولی شخصیتهایی که بتوانند در سطوح بالا ظاهر شوند، در کردستان کم هستند.

موسیقی کردی الان از آن روالی که باید در مسیر درست حرکت کند، دارد منحرف می‌شود. ما حتی می‌بینیم قشر جوان از موسیقی‌ای استفاده می‌کنند که ربطی به آنها ندارد.

من مخالف نوگرایی نیستم. هر ملت باید از هر نوع موسیقی استفاده کند. ولی خدای ناکرده اگر ریشه فراموش شود، انسان پا در هواست، مدتی لذت می‌بردو ....

در داخل این شهر جوانانی هستند که نمی‌دانم، آدم نمی‌تواند قضاوت کند، مشکلات زیادی دارند ولی متسعدند.

اگر شرایط برایشان فراهم شود، آنها هم می‌توانند در سطح دنیا مطرح شوند. ولی متأسفانه آنها هم مثل بسیاری از هنرمندان دیگر دچار دغدغه‌های مالی و اقتصادی و مشکلات روانی هستند.

منبع: دوهفته‌نامه‌ی هاوار





نوع مطلب : عمومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 4 اسفند 1392 03:29 ب.ظ
سلام فره حه ز مه کرو به کاره کانتان ئنشاالله دلو کارتان خوایی بونه
یکشنبه 4 اسفند 1392 03:00 ب.ظ
کارتون عالیه
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 01:01 ق.ظ
سلاو زور سوپاس بو كاك سه عدولاوبه ریو به رانی ئه م سایته
جمعه 4 اسفند 1391 12:59 ب.ظ
سلاو ده س خوش جوان بوو.
بژیت به شادی.
دوشنبه 11 دی 1391 12:39 ب.ظ
واقعآ کارتون حرف نداره
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :