تبلیغات
بنکه ی بیر - گفتار اول
 
بنکه ی بیر
شنبه 27 مهر 1387 :: نویسنده : بنکه ی بیر

بیان هشت گفتار از کتاب الکلمات سعید نورسی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتار اول

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

« بسم الله » سر آغاز هر کاری نیک ، و پیش درآمدی هر امر ارزشمندی است . لذا ما هم کار خود را با آن آغاز می کنیم :

هان ای دل غافل ! بدان که این کلمه مبارک ، همان طور که شعار اسلام است ، تمام مئجودات نیز به زبان حال خود ، آن را بر زبان می آورند . اگر می خواهی بدانی که چه نیروی سرشار وعظیم وپایان ناپذیر و برکتی وافرو بی نایت ، در « بسم الله » نهفته است، به این حکایت کوتاه توجه کن :

یک نفر صحرانشین و بیابانگرد، برای این که از شر و آزار راهزنان در امان بماند و بتواند کار خودش را ادامه داده و مایحتاج زندگی خود را تامین نماید باید به یک قبیله منتسب باشد و رئیس قبیله ای را بپذیرد و در زیر لوای حمایت او قرار گیرد ؛ و گر نه در مقابل دشمنان بی شمار و احتیاجات بی پایانش یکه و تنها از پا در می آید و سرگردان و آشفته حال و مضطر خواهد ماند.

بیان هشت گفتار از کتاب الکلمات سعید نورسی

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

گفتار اول

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

« بسم الله » سر آغاز هر کاری نیک ، و پیش درآمدی هر امر ارزشمندی است . لذا ما هم کار خود را با آن آغاز می کنیم :

هان ای دل غافل ! بدان که این کلمه مبارک ، همان طور که شعار اسلام است ، تمام مئجودات نیز به زبان حال خود ، آن را بر زبان می آورند . اگر می خواهی بدانی که چه نیروی سرشار وعظیم وپایان ناپذیر و برکتی وافرو بی نایت ، در « بسم الله » نهفته است، به این حکایت کوتاه توجه کن :

یک نفر صحرانشین و بیابانگرد، برای این که از شر و آزار راهزنان در امان بماند و بتواند کار خودش را ادامه داده و مایحتاج زندگی خود را تامین نماید باید به یک قبیله منتسب باشد و رئیس قبیله ای را بپذیرد و در زیر لوای حمایت او قرار گیرد ؛ و گر نه در مقابل دشمنان بی شمار و احتیاجات بی پایانش یکه و تنها از پا در می آید و سرگردان و آشفته حال و مضطر خواهد ماند.

حال قرار است که دو نفر در صحرا به گردش و سیاحت بپردازند . یکی از آنها مردی است متواضع و دیگری آدمی است مغرور وسر به هوا. مرد فرئتن خود را به رئیس قبیله ای منتسب نموده است ؛ در صورتی که مد مغرور از انتساب خود امتناع می ورزد . سفر در صحرا را پیش گرفته و می روند. به هر چادر و خانه ای که میرسند مرد فروتن به خاطر این که عضو قبیله ای بوده و به رئیس آن قبیله منتسب است مورد احترام و اکرام و استقبال و پذیرایی قرار می گرد. اکنون راهزنی با او روبرو شود و او بگوید : « من به نام فلان رئیس، پا به صحرا نهاده ام »، راهرن دست از سرش بر می دارد. اما مرد مغرور با مشکلات و مصائب و مشقات و بلایای بی شمار و تئصیف ناپذیری مواجه بوده و در طول سفر، همیشه در بیم و تشویق به سر خواهد برد فقر بیچارگی دائمی نیز دست به گریبان است. بدین ترتیب به خاطر غرورش ، خود را سبک و خوار و خفیف می کند.

هان ای دل مغرور و سر به هوا! باید بدانی کتو همان سیاح بیابانگرد هستی و این جهان پهناور همان صحرا است. فقر وناتوانی تو، حد و مرزی ندارد. دشمنان و احتیاجات بسیارند. مادام که چنین است، نام رئیس و حاکم ابدی را پذیرا باش تا خود را از خفت و خواری و بیم و هراس حوادث برهانی.

آری این کلمه طیبه « بسم الله »، گنجی است بس بزرگ و بی حساب. و تو می توانی عجز و ناتوانی خویش را را به محبت و عطایای مطلق پیوند بدهی ؛ عطایایی که گنجایش آن تمام کائنات وسیعتر و بیشتر است. به وسیله این کلمه مبارک می توانی با ارتباط با نیروی مطلقی که زمام امور تمامی موجودات- از اتم گرفته تا کرات آسمانی را در قبضه قدرت دارد، فقر خویش را بر طرف نمایی ؛ به طوری که فقر و ناتوانی تو در در پیشگاه خداوند بخشنده مهربان و ذوالجلال، به صورت دو شفیع ، مقبول بارگاه حضرت حق در آیند.

هر آن کس که با تمسک به « بسم الله »، کار و کوشش و فعالیتهای صبح وشام خود را آغاز می کند، همانند سرباز ارتشی است که تحت لوای دولت خدمت می کند. و چون به نام قانون و در پناه و اتکاء دولت کار می کند، هراسی از کسی به دل راه نداده و به آسانی و با خاطری آسوده، وظایف خود را انجام می دهد و در مقابل هر امری پایداری می کند.

در آغاز گفتیم که تمام موجودات ، به زبان حال خود، خدا را به نام، یاد می کنند یعنی « بسم الله » می گویند. آیا چنین است.

بله همان طور که می دانی گاهی یکی از افراد جامعه، مردم را یکسان وادار به انجام کارهای گونگون می نماید. شما هم یقین دارید که وی از جانب شخص خویش عمل نکرده و مردم را به تحرک و فعالیت وا نمی دارد؛ بلکه مدانی او سربازی استکه به نام دولت کار می کند وبه نیروی سلطان متکی است و به استناد و تکیه بر او عمل می کند.

موجودات نیز وظایف خود رابه نام خدا انجام می دهند ؛ مثلا بذرهای بسیار ریز به « نام خدا »، درختان تنومندی با بارهای سنگین را می پرورانند. یعنی هر درختی « بسم الله » می گوید و از گنجینه بی حساب رحمت خدا، شاخه هایش را بارور ساخته و آن را به ما هدیه می کند. هر بستانی به ( نام خدا )، به صورت کارخانه مواد غذایی در می آیدو میوه های رسیده را به صورت لذیذترین طعام به ما هدیه می کند. همچنین حیوانت مفید، مانند شتر و بز و گاو و .....، (( بسم الله ))گفته و به صورت منبع و چشمه جوشان شیر خالص و مطبوع در آمده و به اسم روزی رسان لطیف ترین و پاک ترین ماده غذایی را در دسترس ما قرار می دهند . و نیز ریشه هر گیاه و رستنی، دل سنگهای خار را شکافته و با ریشه های لطیف و حریر مانند خود، قلب سنگهای سخت را سوراخ کرده و به نام (( الرحمن ))، رهر کارمشکلی را انجام داده و هر چیز سختی را به زیر فرمان خود در می آورد.

در حقیقت انتشار و گسترش شاخه های بارور در هوا و نفوذ ریشه در سنگهای خارا، و انبار کردن در دل تیره خاک و همچنین با طراوت ماندن و مقاومت کردن برگهای سبز در مقابل گرما و حرارت سوزان، و امثال آن تو دهنی و مشت محکمی است بر دهان ماده گرایان و سبب پرستان و پیروان تئوری علت و معلول، که با صدای رس به آنها می گوید: و سختی و حرارت، که مایه افتخار و مباهات شماست، در کار خود مستقل نیستند بلکه وظایف خود را به فرمان یک فرمانده واحد ایفا می کنند. بله طوری که همان ریشه نرم ونازک را به سان عصای موسی در آورده وقلب سنگهای خارا را می شکافد. و فرمان (( فقلنا اضرب بعصاک الحجر : گفتم با عصایت سنگ را ضربه بزن سوره بقره آیه ی شصت )) را امتثال می نماید، و همان برگهای لطیف و شادب را مانند اعضای بدن مقاوم کرده و در برابر گرما و زبانه آتش (( یانارکونی برداً و سلاماً : ای آتش، خنک و سالم و بی ضرر باش . سوره انبیا ، آیه شصت و نه )) می گویند.

پس وقتی می بینیم که تمام موجودات در معنی و حقیقت (( بسم الله )) می گویند و به یاری نام خدا، کلیه نعمتها را به دست آورده و به ما تقدیم می کند، ما نیز باید (( بسم الله )) بگوییم و به نام خدا، بخششش و ایثار کنیم به نام او چیزی را به دست آوریم. و نیز باید غافلان را که در خواب غفلت نموده و چیزی را به نام خدا نمی دهند و نمی بخشند، سر جای خود بنشانیم.

سؤال: کسی را که مسبب خیر و خوبی ما می شود، بسیار محترم شمرده و از او قدردانی به عمل می آوریم . پس پروردگاری که مالک حقیقی کلیه نعمتها، فقط خود اوست، در مقابل این همه نعمت ارزشمند و والا، چه چیزی از ما می خواهد ؟

جواب: مالک وصاحب حقیقی آن همه نعمتهای ارزشمند و والا، از ما سه چیز می خواهد

1 ذکر و یاد او؛ 2- شکر وسپاسگزاری از او ؛

تفکر و اندیشدن 3- .

شروع کردن کار با (( بسم الله ))، ذکر است . خاتمه دادن هر کار با (( الحمد لله ))، شکر است. و ما بین شروع و ختم نیز، فکر است و اندیشه درباره این همه نعمتهای گوناگون و نو ظهور نیز فهم و درک این که این نعمتها که معجزه قدرت خدای یکتای واحد و معبود است، از جمله هدایای رحمت بی پایان او است.

اگر سلطان هدیه ای به کسی عطا کند و آن شخص، دست وچای سرباز مجری فرمان سلطان را ببوسد، آیا کاری ابلهانه و زشت شرم آور انجام نداده است؟ و آیا کسی که مسب مادی فراهم شدن نعمت را به جای مالک و صاحب حقیقی نعمت ، تمجید و تقدیس می کند، مرتکب بلاهتی به مراتب بزرگ تر از آن نمی شود ؟

پس ای دل غافل ! اگر نمی خواهی که مانند چنین شخص ابله و نادان باشی، باید (( دادن )) را با نام خدا و (( کسب و گرفتن )) را نیز را با پیشه ساز(( بسم الله )) شروع نمایی. شروع وانجام دادن (( کارها )) را با (( نام خدا )) .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :