تبلیغات
بنکه ی بیر - راه تحقق عدالت اجتماعی
 
بنکه ی بیر
دوشنبه 16 دی 1387 :: نویسنده : بنکه ی بیر

راه تحقق عدالت اجتماعی

اسلام در تحقق عدالت اجتماعی با دو اصل بزرگ: 1. وحدت همه جانبه متناسب و متعادل؛  2. تکامل و تضامن عمومی بین افراد و اجتماعات، پیش می رود. البته عناصر اساسی فطرت انسانی را نیز در ظاهر داشته و طاقت ئ نیروی بشری را از نظر دور ننموده است.

قرآن کریم در باره انسان می فرماید: « و انه لحب الخیر لشدید به یقین انسان سخت مال دوست است. عادیات آیه 8 » و در باره دوستی مال برای خود وابستگان خود و بخل فطری و طبیعی انسان می فرماید:« و احضرت الانفس الشح بخل به حضور نفسهای مردم خوانده شده است. نساء آیه28 »

 

راه تحقق عدالت اجتماعی

اسلام در تحقق عدالت اجتماعی با دو اصل بزرگ: 1. وحدت همه جانبه متناسب و متعادل؛  2. تکامل و تضامن عمومی بین افراد و اجتماعات، پیش می رود. البته عناصر اساسی فطرت انسانی را نیز در ظاهر داشته و طاقت ئ نیروی بشری را از نظر دور ننموده است.

قرآن کریم در باره انسان می فرماید: « و انه لحب الخیر لشدید به یقین انسان سخت مال دوست است. عادیات آیه 8 » و در باره دوستی مال برای خود وابستگان خود و بخل فطری و طبیعی انسان می فرماید:« و احضرت الانفس الشح بخل به حضور نفسهای مردم خوانده شده است. نساء آیه28 »

پس بخل برای همیشه در نفوس حاضر است! و در قرآن این فطرت بشری مطابق با اصول فنی و اعجاب آور ترسیم شده است: « قل لوانتم تملکون خزائن رحمه ربی اذا لا مسکتم خشیه الانفاق و کان الانسان قتورا. بگو اگر شما مالک خزانه های رحمت خدای من بودید از ترس هزینه ها امساک می کردید و انسان بخیل است . اسراء آیه 100» این گفته قرآن هنگامی است که بیان می کند رحمت خداوند وسعت داشته و به هر چیزی می رسد، پس با این وسعت رحمت و آن امساک، منتهای بخل در فطرت بشر- اگر بدون تهذیب بماند- روشن می نماید.

اسلام همان گاه که نظامها و حدود و مبانی و خطابات و نصیحتهای خود را پایه گذاری می نماید از مسئله حب ذات که خودخواهی فطری بشری است، غفلت نکرده و آن بخل فطری ریشه دار را نیز فراموش ننموده است، لیکن با نشان دادن راه صحیح و وضع قانون به علاج آن خودخواهی و بخل پرداخته است. انسان جز به قدر قدرتش تکلیفی نمی کند و در همان وقت حوایج اجتماع و مصالح آن را از نظر دور داشته، هدفهای عالی زندگی را نیز در باره فرد و اجتماع در تمام نسلها و دوره ها منظور داشته است.

و ئقتی بنا شد که طغیان طمع و میال فردی در برابر جامعه یک نظام اجتماعی و مخالف با عدل برشمرده شود، طغیان اجتماع بر فطرت و نیروی فرد نیز ستم است. نه فقط ستم درباره این فرد بلکه درباره خود اجتماع نیز هست و نتیجه و اثر بد سرکوب فعالیت یک فرد( با سرکوبی خواسته ها و هدفهای او ) تنها به محرومیت آن فرد منتهی نمی شود، بلکه اجتماع  را نیز از بهره برداری از نیروی کامل خود محروم می سازد. وقتی که قانون در نیرو وکوشش فرد، متکفل حقوق اجتماع شدو برای آزادی و خواسته های فرد هم حدودی وضع نمود که جلو خود سری را بگیرد، سزاوار نیست که از حق فرد در آزادی فعالیتش در حدودی غفلت کند که نه به اجتماع و نه به خود فرد ضرر می رساند و نه با هدفهای عالی زندگی اصطکاک دارد. پس زندگی در نظر اسلام تعاون وهمکاری و تکامل است نه جنگ و ستیزه وعداوت! زندگی رها ساختن نیروهای فردی و اجتماعی است نه سرکوبی و محرومیت وزندان. هر چه حرام نباشد مباح است. هر کس در فعالیت حیاتی که خدارا در آن منظور بدار هدفهای عالی حیات را تحققدهد، پاداش نیکویی دارد.

وسعت میدان طرز فکر اسلام درباره زندگی و فراتر رفتن آن از ارزشهای اقتصادی محض با سایر ارزشهایی که اساس و قوام زندگی است قدرت آن را برای ایجا د توازن و تعادل در اجتماع و تحقق عدالت  در تمام دایره انسانیت بیشتر می سازد و از آن تفسیر محدودی که کمونیسم درباره عدالت به دست می دهد رهاست. زیرا عدالت از نظر کمونیسم عبارت از مساوات در(( مزد)) است به طوری که جلوی تفاوت اقتصادی را بگیرد – گر چه در مقابل عمل نمی تواند مساوات ادعایی خود را اجرا نمایند – لیکن در نظر اسلام عدالت عبارت از یک مساوات بزرگ انسانی است که تعادل همه ارزشها از جمله ارزش اقتصادی را در نظر دارد و این مساوات به طور دقیق با همه شرایط و مقتضیات سازش دارد. اسلام پس از این مساوات، غرایز را آزاد گذاشته که در حدودی که با هدفهای عالی زندگی معارضه نکند به کار پردازد.

و نظر به اینکه ارزشها در نظر اسلام زیاد و به هم پیوسته است، گسترش عدالت در مجموع آنها آسانتر است و از اینجاست که ناچار به اجباری نمودن مساوات اقتصادی به معنای کوچک و غیر مستقل، که با فطرت تصادم دارد، نیست. آن مساواتی که با طبع موهبتها و غرایز مختلف سازش ندارد و مانع ترقی استعدادهای فوق العاده بوده، آنها را با استعدادهای ضعیف یکسان می کند و مانع از به کار انداختن موهبتها و غرایز صاحبان ذوق و غریزه به نفع خود و ملت است، در نتیجه یک اجتماع، بلکه انسانیت را از نتایج این غرایز محروم می سازد.

مسلما از مغالطه درباره اینکه استعدادهای طبیعی افراد مساوی نیستند فایده ای حاصل نمی شود، زیرا اگر ما در غرایز نهانی افراد شبهه ای داشته باشیم – که آن هم جای شبه نبوده و این اختلاف را در مسیر جریان زندگی مشاهده می کنیم – هرگز نمی توانیم در این مطلب مغالطه ای کنیم که بعضیها با استعدادهای فطری برای سلامتی و صحت و قدرت متولد می شوند، در حالی که عده ای دیگر به عکس، مستعد مرض و نقص و ضعف هستند. حال که دستگاه وجود و هستی نمی تواند (!) پس از آفرینش زندگان، آنان را همچون صنایع و آلات و ابزار در یک قالب زیخته، یک شکل سازد، ما هم راهی به تساوی این استعداها و غرایز نداریم.

انکار اختلاف استعدادهای جسمی و فکری و روحی کاملا بی پایه است و لایق جواب و رد نیست. بنابراین باید روی استعدادهای گوناگون حساب نمود و فرصتیس به دستشان داد عالیترین نتایج خود رابدهند، آن گاه آنچه از این نتایج به درد اجتماع می خورد به دست آوریم نه اینکه راه را بر این استعداها ببندیم و با برقراری تساوی بین آنها و استعدادهای ضعیف، به آنها ستم کنیم و مانع فعالیت و رشد و تکاملشان شده، شیرازه آنها را بگسلیم.

اسلام هماهنگی امکانات و عدالت عمومی را به عنوان منبع اصلی فعالیت مقرر داشته و ضمنا راه را برای تفوق بر یکدیگر با کار و کوشش باز گذاشته است. چنان که برای سنجش، ارزشهای دیگری غیر از ارزشهای اقتصادی به کار برده است:

(( ان اکرمکم عندالله اتقاکم . حتمی است که گرامتیرین شما در برابر خداوند پرهیزکارترین شماست حجرات آیه 13 ))

(( یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتواالعلم درجات. خداوند، مؤمنین و دانشمندان رابه درجاتی بالا می برد. مجادله آیه 11 ))

((المال و البنون زینه الدینا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا.  مال و پسران زینت زندگی دنییند و باقیمانده های شایسته از نظر ثواب و آرزو، نزد خدایت بهتر است.  کهف آیه 46 ))

بخوبی روشن می شود که ارزشهای دیگری غیر از ارزشهای اقتصادی محض وجود دارد که اسلام روی آنها حساب کرده وآن گاه که اموال مردم روی وسایل معقومی که بر پایه کار و یا موهبت خدایی و نه و سایل نکری که در اسلام حرام است اختلاف پیدا می کند، از آن ارزشها استفاده نموده، آنها را وسیله ای برای تعادم اجتماع قرار می دهد.

بنابراین اسلام مساوات غیر منطقی در مال قانونی نمی داند، زیرا تحصیل مال تابع استعدادهای مختلفی است و عدل مطلق اقتضا باشند. البته اسلام با تحقق عدالت انسانی و مهیا نمودن شرایط و امکانات مساوی برای همه، تأثیر موقعیت پایین خانواده و طرز نشو و نما و ریشه و نژاد و دیگر قیودی را که مانع پیشرفت و کوشش فردی است به حداقل می رساند. و با دخالت دادن ارزشهای دیگری در محاسبه خود و آزاد کردن وجدان بشری از فشار ارزشهای اقتصادی محض و نهادن آن ارزشها در محل حقیقی و معقول خود، و خلاصه نکردن همه ارزشهای اقتصادی ( مثل بعضی از اجتماعات بشری که ارزشهای معنوی را درک نکرده و یا از اهمیتش کاسته اند) میان ارزشها ایجاد تعادل می کند.

اسلام افراط در ارزشهای مالی را طرد می کند و هرگز نمی پذیرد که برای مال این هه ارزش قائل شوند و زندگی را در لقمه نانی و شهوت جسمی و مقداری پول مستهلک نمایند. در عین حال لازم می داند که هر فردی به قدرت کفایت – و احیانا زیاده بر مقدار کفایت- داشته باشد که در فساد تنگدستی واقع نشود و تنعم زیاده بر اندازرا که به طغیان بکشد، حرام می داند اجتماع را طبقه بندی می کند و برای فقرا در اموال مردم حقوقی قرار می دهد که هم حاجت آن را جواب گوید و هم اجتماع را به طرف سعادت و نیکبختی سوق دهد و ضامن تعادل و همکاری و ترقی گردد. بدین گونه تمام جوانب حیات را لحاظ نموده وهیچ قسمت آن را چه مادی و چه روحی، دینی و دنیوی از نظر دور نداشته است تا همه این جوانب مختلف ذوب شده، به صورت یک وحدت بهم آمیخته در آید به طوری که نتوان ماده ای از مواد امتزاجی و قابل ترکیب آن را بی توجه گذارد تا وحدت آن با وحدت جهان بزرگ و زندگی انسان در یک رشته در آمده و با آن متحد گردد.

نام کتاب : عدالت اجتماعی در اسلام

مؤلف: شهید سید قطب ( ره )

مترجم : محمدعلی گرامی ؛ سید هادی خسرو شاهی

چاپ بیست وپنچم     

چاپ تهران : چاپخانه سوره                                               تاریخ چاپ : 1379ش/1421هجری قمری

 





نوع مطلب : مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :